بخش ۲۲

چوقیصر نگه کرد و نامه بخواند

ز هر گونه اندیشه بر دل براند

ازان پس بدستور پرمایه گفت

که این راز را بازخواه از نهفت

نگه کن خسرو بدین کار زار

شود شاد اگر پیچد از روزگار

گرای دون که گویی که پیروز نیست

ازان پس و را نیز نوروز نیست