غزل شمارهٔ ۲۹۴
چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
سرحد ختن خیل شه زنگ بگیرد
مگذار که رخسار تو کائینه حسنست
از آه جگر سوختگان زنگ بگیرد
بی نرگس مخمور تو در مجلس مستان
هر دم دلم از بادهٔ چون زنگ بگیرد
آهنگ شب از دیده من پرس که هر شب
مرغ سحر از نالهام آهنگ بگیرد