غزل شمارهٔ ۳۰۲

صحبت جان جهان جان و جهان می‌ارزد

لعل جان پرور او جوهر جان می‌ارزد

گوشهٔ دیر مغان گیر که در مذهب عشق

کنج میخانه طربخانهٔ خان می‌ارزد

با چنان نادرهٔ دور زمان می خوردن

یک زمان حاصل دوران زمان می‌ارزد

شاید ار ملک جهان در طلبش در بازی

که دمی صحبت او ملک جهان می‌ارزد