بخش ۲۵

چو خورشید گردنده بی‌رنگ شد

ستاره به برج شباهنگ شد

به فرمود قیصر به نیرنگ ساز

که پیش آرد اندیشه‌های دراز

بسازید جای شگفتی طلسم

که کس بازنشناسد او را به جسم

نشسته زنی خوب برتخت ناز

پراز شرم با جامه‌های طراز