غزل شمارهٔ ۳۱۴

گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد

بر سر و چشم من دلشده جایت باشد

پای اگر بر سر من مینهی اینک سر و چشم

سرم آنجا بود ایدوست که پایت باشد

بنده چون زان تو و بنده سراخانهٔ تست

هر زمان از چه سبب عزم سرایت باشد

بیگهست امشب و وقتی خوش و یاران سرمست

در چنین وقت تمنای کجایت باشد