غزل شمارهٔ ۳۲۹

نی ز دود دل پرآتش ما می‌نالد

تو مپندار که از باد هوا می‌نالد

عندلیبیست که در باغ نوا می‌سازد

خوش سرائیست که در پرده‌سرا می‌نالد

بیزبانست و ندانم که کرا می‌خواند

در فغانست و ندانم که چرا می‌نالد

من دلخسته اگر زانکه ز دل می‌نالم

باری آن خستهٔ بیدل ز کجا می‌نالد