غزل شمارهٔ ۳۳۵
شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
حلقهٔ لعل تو درج گهر آمد
لبت از تنگ شکر شور برآورد
بشکر خندهٔ شیرین چو در آمد
چونظر در خم ابروی تو کردم
قامت خویشتنم در نظر آمد
چون ز عشق کمرت کوه گرفتم
سیلم از خون جگر برکمر آمد
شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
حلقهٔ لعل تو درج گهر آمد
لبت از تنگ شکر شور برآورد
بشکر خندهٔ شیرین چو در آمد
چونظر در خم ابروی تو کردم
قامت خویشتنم در نظر آمد
چون ز عشق کمرت کوه گرفتم
سیلم از خون جگر برکمر آمد