غزل شمارهٔ ۳۴۰

سریست مرا با تو که اغیار نداند

کاسرار می عشق تو هشیار نداند

در دایرهٔ عشق هر آنکس که نهد پای

از شوق خطت نقطه ز پرگار نداند

گر بلبل دلسوخته بیرون رود از باغ

باز از سرمستی ره گلزار نداند

هر کس که گرفتار نگردد به کمندی

در قید غمت حال گرفتار نداند