غزل شمارهٔ ۳۵۷

شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده‌اند

زلف پرچین را چرا برصبح پرچین کرده‌اند

خال هندو را خطی از نیمروز آورده‌اند

چین گیسو را ز رخ بتخانهٔ چین کرده‌اند

گر ببخت شور من ابرو ترش کردند باز

عیش تلخم را بشکر خنده شیرین کرده‌اند

تا چه سحرست اینکه برگل نقش مانی بسته‌اند

تا چه حالست این که برمه خال مشکین کرده‌اند