غزل شمارهٔ ۳۵۸

زنده‌اند آنها که پیش چشم خوبان مرده‌اند

مرده دل جمعی که دل دادند و جان نسپرده‌اند

چشم سرمستان دریاکش نگر وقت صبوح

تا ببینی چشمه‌ها را کاب دریا برده‌اند

ما برون افتاده‌ایم از پردهٔ تقوی ولیک

پرده سازان نگارین همچنان در پرده‌اند

درد نوشان بسکه اشک از چشم ساغر رانده‌اند

خون دل در صحن شادروان بجوش آورده‌اند