غزل شمارهٔ ۳۷۹

در آن مجلس که جام عشق نوشند

کجا پند خردمندان نیوشند

خداوندان دانش نیک دانند

که مدهوشان خداوندان هوشند

خوشا وقتی که مستان جام نوشین

بیاد چشمهٔ نوش تو نوشند

مکن قصد من مسکین که خوبان

چنین در خون مسکینان نکوشند