بخش ۳۲

چو بر زد ز دریا درفش سپید

ستاره شد از تیرگی ناامید

تبیره زنان از دو پرده سرای

برفتند با پیل و باکرنای

خروش آمد و نالهٔ گاودم

هم از کوههٔ پیل رویینه خم

تو گفتی بجنبد همی دشت وراغ

شده روی خورشید چون پر زاغ