غزل شمارهٔ ۳۹۰

ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند

سایبان آفتاب از شاخ سنبل می‌کند

گر چه از روی خرد دور تسلسل باطلست

خط سبزش حکم بر دور تسلسل می‌کند

هرگز از جام می لعلش نمی‌باشد خمار

می پرستی کو ببادامش تنقل می‌کند

راستی را شاخ عرعر می‌درفشد همچو بید

کان سهی سرو روان میل تمایل می‌کند