بخش ۳۳

هم آنگه ز کوه اندر آمد سپاه

جهان شد ز گرد سواران سیاه

وزان روی بهرام لشکر براند

به روز اندرون روشنایی نماند

همی‌گفت هرکس که راند سپاه

خرد باید و مردی و دستگاه

دلیران که دیدند خشت مرا

همان پهلوانی سرشت مرا