غزل شمارهٔ ۳۹۹

چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند

معاشران صبوحی هوای جام کنند

بیک کرشمه مکافات شیخ و شاب دهند

بنیم جرعه مراعات خاص و عام کنند

مرا بحلقهٔ رندان درآورید مگر

بیک دو جام دگر کار من تمام کنند

خوشا بوقت سحر شاهدان عربده جوی

شراب بر کف و آغاز انتقام کنند