غزل شمارهٔ ۴۰۷
به آب گل رخ آن گلعذار میشویند
و یا به قطرهٔ شبنم بهار میشویند
بکوی مغبچگان جامههای صوفی را
بجامهای می خوشگوار میشویند
هنوز نازده منصور تخت بر سر دار
بخون دیدهٔ او پای دار میشویند
خوش آن صبوح که آتش رخان ساغر گیر
بباده لعل لب آبدار میشویند