غزل شمارهٔ ۴۲۸

مرا وقتی نگاری خرگهی بود

که قدش غیرت سرو سهی بود

نه از باغش مرا برگ جدائی

نه از سیبش مرا روی بهی بود

بشب روشن شدی راهم ز رویش

ز مویش گر چه بیم گمرهی بود

ز چشم آهوانش خواب خرگوش

نه از مستی ز عین روبهی بود