غزل شمارهٔ ۴۵۱
بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
که دلش هر نفس از شوق بپرواز آید
آنکه بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشت
باز ناید وگر آید ز سر ناز آید
همدمی کو که برو عرضه کنم قصه شوق
هم دل خسته مگر محرم این راز آید
از سر کوی تو هر مرغ که پرواز کند
جان من نعره زنان پیش رهش باز آید