بخش ۴۲

چو پیدا شد ازآسمان گرد ماه

شب تیره بفشاند گرد سیاه

پراکنده گشتند و مستان شدند

وز آنجای هرکس به ایوان شدند

چو پیداشد آن فرخورشید زرد

به پیچید زلف شب لاژورد

قژ آگند پوشید بهرام گرد

گرامی تنش را به یزدان سپرد