غزل شمارهٔ ۵۰۴
بوستان جنتست و سروم حور
تیره شب ظلمتست و ما هم نور
آب در پیش و ما چنین تشنه
باده در جام و ما چنین مخمور
دلبر از ما جدا و دل بر او
ما ز می مست و می ز ما مستور
بگذر از نرگسش که نتوان داشت
چشم بیمار پرسی از رنجور
بوستان جنتست و سروم حور
تیره شب ظلمتست و ما هم نور
آب در پیش و ما چنین تشنه
باده در جام و ما چنین مخمور
دلبر از ما جدا و دل بر او
ما ز می مست و می ز ما مستور
بگذر از نرگسش که نتوان داشت
چشم بیمار پرسی از رنجور