غزل شمارهٔ ۵۲۷

روز عیش و طرب و عید صیامست امروز

کام دل حاصل و ایام به کامست امروز

گو عروس فلکی رخ منمای از مشرق

که مرا دیدن آن ماه تمامست امروز

خون عشاق اگر چند حلالست ولیک

عیش را جز می و معشوق حرامست امروز

صبحدم بلبل مست از چه سبب می‌نالد

کار او چون ز بهاران بنظامست امروز