غزل شمارهٔ ۵۳۲

بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز

با پستهٔ شیرین ز شکر شور برانگیز

تلخست می از دست حریفان ترش روی

در ده قدحی از لب شیرین شکرریز

بنشست ز باد سحری شمع شبستان

ای شمع شبستان من غمزده برخیز

بفشان گره طرهٔ مشکین پریشان

وز سنبل تر غالیه بر برگ سمن ریز