غزل شمارهٔ ۵۴۰

کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش

بینوائی را نوائی گر نباشد گو مباش

لاله را با آن دل پرخون اگر چون غنچه‌اش

قرطهٔ زنگارگون در بر نباشد گو مباش

منکه چون سرو از جهان یکباره آزاد آمدم

دامنم چون نرگس ار پر زر نباشد گومباش

چون دلم را نور معنی رهنمائی می‌کند

در ره صورت گرم رهبر نباشد گو مباش