غزل شمارهٔ ۵۴۲
زهی مستی من ز بادام مستش
شکست دل از سنبل پرشکستش
فرو بسته کارم ز مشکین کمندش
پراکنده حالم ز مرغول شستش
تنم موئی از سنبل لاله پوشش
دلم رمزی از پستهٔ نیست هستش
خمیده قد چنبر از چین جعدش
شکسته دلم بستهٔ زلف پستش
زهی مستی من ز بادام مستش
شکست دل از سنبل پرشکستش
فرو بسته کارم ز مشکین کمندش
پراکنده حالم ز مرغول شستش
تنم موئی از سنبل لاله پوشش
دلم رمزی از پستهٔ نیست هستش
خمیده قد چنبر از چین جعدش
شکسته دلم بستهٔ زلف پستش