غزل شمارهٔ ۵۴۵

رخت شمع شبستان می‌نهندش

لبت لعل بدخشان می‌نهندش

اگر شد چین زلفت مجمع دل

چرا جمعی پریشان می‌نهندش

گدائی کز خرد باشد مبرا

بشهر عشق سلطان می‌نهندش

چمن دوزخ بود بی لاله رویان

اگر خود باغ رضوان می‌نهندش