غزل شمارهٔ ۵۴۶
سرو را پای به گل میرود از رفتارش
واب شیرین ز عقیق لب شکر بارش
راهب دیر که خورشید پرستش خوانند
نیست جز حلقهٔ گیسوی بتم ز نارش
هر کرا عقل درین راه مربی باشد
لاجرم در حرم عشق نباشد بارش
قرص خورشید ز روی تو به جائی ماند
ورنه هر روز کجا گرم شود بازارش