بخش ۵۰

ازآن پس چو خاقان به پردخت دل

ز خون شد همه کشور چین چوگل

چنین گفت یک روز کز مرد سست

نیاید مرگ کار نا تندرست

بدان نامداری که بهرام بود

مر ازو همه رامش و کام بود

کنون من ز کسهای آن نامدار

چرا بازماندم چنین سست و خوار