غزل شمارهٔ ۵۶۶

ای دل مکن انکار و از این کار میندیش

ور زانکه در این کاری از انکار میندیش

در کام نهنگان شو و کامی بکف آور

چون یار بدست آید از اغیار میندیش

با شوق حرم سرمکش از تیغ حرامی

وز بادیه و وادی خونخوار میندیش

مارست غم عشقش و او گنج لطافت

گنجت چو بدست اوفتد از مار میندیش