غزل شمارهٔ ۵۸۸

یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال

کانرا که حال هست چه حاجت بود بقال

برلوح کائنات مصور نمی‌شود

نقشی بدین جمال و جمالی بدین کمال

آنجا که یار پرده عزت برافکند

عارف کمال بیند و اهل نظر جمال

خون قدح بمذهب مستان حرام نیست

کز راه شرع خون حرامی بود حلال