غزل شمارهٔ ۵۹۲
ای سواد خط توشرح مصابیح جمال
طاق پیروزهٔ ابروی تو پیوسته هلال
زلف هندوی تو چینی و ترا رومی روی
چشم ترک تو ختائی و ترا زنگی خال
کی شکیبد دلم از چشمهٔ نوشت هیهات
تشنه در بادیه چون بگذرد از آب زلال
گر بود شوق حرم بعد منازل سهلست
هجر در راه حقیقت نکند منع وصال