بخش ۵۴

ازآن پس به آرام بنشست شاه

چو برخاست بهرام جنگی ز راه

ندید از بزرگان کسی کینه جوی

که با او بروی اندر آورد روی

به دستور پاکیزه یک روز گفت

که اندیشه تا کی بود در نهفت

کشندهٔ پدر هر زمان پیش من

همی‌بگذرد چون بود خویش من