غزل شمارهٔ ۶۲۶

هردم آرد باد صبح از روضهٔ رضوان پیام

کاخر ای دلمردگان جز باده من یحیی العظام

ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرست

خاصه این ساعت که صحن باغ شد دارالسلام

پختگان را خام و خامان را شراب پخته ده

حیف باشد خون رز در جوش و ما زینگونه خام

بر سر کوی خرابان از خرابی چاره نیست

نام نیکو پیش بدنامان بود ننگی تمام