غزل شمارهٔ ۶۴۶
نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم
بتو کی توان رسیدن چو ز خویش رفتم
ز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم
چه فروشی آب رویم که بملک عالم
نفروشم آرزویت که بجان خریدم
ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم
نروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم