غزل شمارهٔ ۷۲۲

ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان

لعل زمرد نقاب گوهر یاقوت کان

زلف تو هندو نژاد لعل تو کوثر نهاد

هندوی آتش نشین کوثر آتش نشان

چشم گهر پاش من قلزم سیماب ریز

و آه جگر تاب من صرصرآتش فشان

کاکل مشکین تو غالیه برنسترن

سنبل پرچین تو سلسله بر ارغوان