بخش ۶۷

چو آگاهی آمد ز خسرو به راه

به نزد بزرگان و نزد سپاه

که شیرین به مشکوی خسرو شدست

کهن بود کار جهان نوشدست

همه شهر زان کار غمگین شدند

پر اندیشه و درد و نفرین شدند

نرفتند نزدیک خسرو سه روز

چهارم چوب فروخت گیتی فروز