غزل شمارهٔ ۷۳۴

خوشا چشمی که بیند روی ترکان

خنک بادی که آرد بوی ترکان

می نوشین و نوشا نوش مستان

در اردو هایاهوی ترکان

دل شیرافکنان افتاده در دام

ز روبه بازی آهوی ترکان

شب شامی لباس زنگی آسا

غلام سنبل هندوی ترکان