غزل شمارهٔ ۷۳۸

زهی روی تو صبح شب نشینان

خیالت مونس عزلت گزینان

دهانت آرزوی تنگدستان

میانت نکته باریک بینان

عذارت آفتاب صبح خیزان

جمالت قبلهٔ خلوت نشینان

بزلف کافرت آوردم ایمان

که اینست اعتقاد پاک دینان