غزل شمارهٔ ۷۵۴
ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
وز بهر من دلشده عزم سفری کن
چون بلبل سودازده راه چمنی گیر
چون طوطی شوریده هوای شکری کن
فرهاد صفت روی بصحرا نه و چون سیل
از کوه برآور سر و یاد کمری کن
چون کار تو در هر طرفی مشک فروشیست
با قافله چین بخراسان گذری کن