غزل شمارهٔ ۷۹۹
قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته
که به آفتاب ماند ز قمر نقاب بسته
نظری کن ای ز رویت دل نسترن گشاده
گذری کن ای ز بویت دم مشک ناب بسته
قمرت بخال هندو خطی از حبش گرفته
شکرت بخط مشکین تب آفتاب بسته
شه عرصهٔ فلک را به دو رخ دو دست برده
رخ ماه چارده را بدو شب حجاب بسته