غزل شمارهٔ ۸۰۱

ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته

و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته

ریحان مشک بیزت آب بنفشه برده

یاقوت قند ریزت نرخ شکر شکسته

زلف شکسته بسته در حلق جان جمعی

وانگه چنین پریشان ما زان شکسته بسته

دائم خیال قدت بر جویبار چشمم

چون سرو جویباری برطرف چشمه رسته