غزل شمارهٔ ۸۰۴

ای سر زلف تو درحلقه و تاب افتاده

چنبر جعد تو از عنبر ناب افتاده

بی نمکدان عقیق لب شور انگیزت

آتشی در دل بریان کباب افتاده

چشم مخمور ترا دیده و برطرف چمن

همچو من نرگس سرمست خراب افتاده

تا غبار خط ریحان تو برگل دیده

ورق مردمک دیده در آب افتاده