غزل شمارهٔ ۸۱۹

پری رخا منه از دست یکزمان شیشه

قرابه پر کن و در گردش آر آن شیشه

کنونکه پرد، سرا زهره است و ساقی ماه

شراب چشمهٔ خورشید و آسمان شیشه

خوشا میان گلستان و جام می بر کف

کنار پر گل و نسرین و در میان شیشه

مرا چو شیشهٔ می دستگیر خواهد بود

بده بدست من ای ماه دلستان شیشه