غزل شمارهٔ ۸۲۱

ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله

وی بر قمر ز عنبر تر بسته سلسله

وی تیر چشم مست تو پیوسته در کمان

وی آفتاب روی تو طالع ز سنبله

بازار لاله بشکن و مقدار گل ببر

برلاله زن گلاله و برگل فکن کله

در ده شراب روشن و در تیره شب مرا

از عکس جام باده برافروز مشعله