غزل شمارهٔ ۸۲۷
پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
روز را از شکن طرهٔ شبگون بنمای
کاکل مشک فشان برمه شب پوش مپوش
سنبل غالیه سا بر گل خود روی مسای
سپه شام بدان هندوی مشکین بشکن
گوی خورشید بدان زلف چو چوگان بربای
هر که در ابروی چون ماه نوت دارد چشم
گردد از مهر تو چون ماه نو انگشت نمای