بخش ۱

چو شیروی بنشست برتخت ناز

به سر برنهاد آن کیی تاج آز

برفتند گوینده ایرانیان

برو خواندند آفرین کیان

همی‌گفت هریک به بانگ بلند

که ای پر هنر خسرو ارجمند

چنان هم که یزدان تو را داد تاج

نشستی به آرام بر تخت عاج