غزل شمارهٔ ۸۷۱

دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی

سر فرو کرده پری پیکرک از منظرکی

نرگس هندوک مستک او جادوکی

سنبل زنگیک پستک او کافرکی

بختکم شورک از آن زلفک شورانگیزک

سخنش تلخک و شیرین لبکش شکرکی

چشمم از لعلک در پوشک او در پاشک

لیکن از منطقکش هر سخنی گوهرکی