غزل شمارهٔ ۸۹۳

دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی

که جانرا انس ممکن نیست با این جن انسانی

در آن مجلس چو مستانرا ز ساغر سرگران بینی

سبک رطل گران خواه از سبک روحان روحانی

سماع انس می‌خواهی بیا در حلقهٔ جمعی

که در پایت سرافشانند اگر دستی برفشانی

چرا باید که وامانی بملبوسی و ماکولی

اگر مرد رهی بگذر ز بارانی و بورانی