بخش ۲

پس آگاهی به نزد گر از

که زو بود خسرو بگرم و گداز

فرستاد گوینده‌ای راز روم

که در خاک شد تاج شیروی شوم

که جانش به دوزخ گرفتار باد

سر دخمهٔ او نگون سار باد

که دانست هرگز که سرو بلند

به باغ از گیا یافت خواهد گزند