غزل شمارهٔ ۹۰۳

ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی

با رخ آن جان جهان آرزوی جان چکنی

آن گل رخسار نگر نام گلستان چه بری

وان قد و رفتار نگر سرو خرامان چکنی

باده خور و شاد بزی انده گیتی چه خوری

حکمت یونان به طلب ملکت یونان چکنی

از سر هستی بگذر از سر مستی چه روی

دست بدار از سر و زر این همه دستان چکنی