غزل شمارهٔ ۹۲۶

از مشک سوده دام بر آتش نهاده‌ئی

یا جعد مشک فام بر آتش نهاده‌ئی

زلفت بر آب شست فکندست یا ز زلف

بر طرف دانه دام بر آتش نهاده‌ئی

بازم بطره از چه دلاویز می‌کنی

چون فلفلم مدام بر آتش نهاده‌ئی

زان لعل آبدار که همرنگ آتشست

نعلم علی‌الدوام بر آتش نهاده‌ای